الفيض الكاشاني
383
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
از دنيا رفت خندان ديده نشد . « 114 » از امام صادق ( ع ) روايت است كه فرمود : « هنگامى كه علىّ بن الحسين ( ع ) به نماز برمىخاست رنگش دگرگون مىشد و چون به سجده مىرفت سر برنمىداشت تا آنگاه كه به سختى عرق مىريخت » ؛ « 115 » و نيز فرموده است : « پدرم مىگفت : علىّ بن الحسين ( ع ) به هنگامى كه به نماز مىايستاد مانند ساقهء درختى بود كه هيچ چيزى از آن حركت نمىكند جز آنچه را كه باد به حركت درمىآورد » ، « 116 » دعاهايى كه به آن حضرت منسوب است و همچنين گريههايى كه از او نقل شده گوياى شدّت خوف آن حضرت از خداوند است . غزّالى در اين جا دربارهء خوف صحابه و پيشينيان بسيار سخن گفته كه در ذكر آنها سودى نيست ، چه برخى از آنان در نزد ما به نفاق و گمراهى شناخته شدهاند و بعضى ناشناخته و مجهول الحال مىباشند . غزّالى مىگويد : اين مراتب خوف پيامبران و اوليا و عالمان است و ما از آنها به داشتن خوف سزاوارتريم . خوف به سبب كثرت گناه نيست بلكه برخاسته از صفاى دل و كمال معرفت است ، و ايمنى ما بر اثر كمى گناه و بسيارى طاعت نيست بلكه به علّت آن است كه شهوتهاى ما رهبر ما شده و شقاوت بر ما غلبه يافته و غفلت و قساوت ما را از توجّه به حال خويش بازداشته است ؛ نه نزديك كوچ از اين سرا ما را بيدار مىكند و نه بسيارى گناه ما را به جنبش درمىآورد ، و نه ديدن احوال خائفان ما را به ترس از خدا وامىدارد ، و نه بيم خطر سوء عاقبت ما را نگران مىسازد . از خداوند مىخواهيم كه به فضل و بخشش خود احوال ما را تدارك فرمايد و ما را اصلاح كند ، اگر چه حركت زبان و مجرّد درخواست بدون آمادگى و تحصيل شايستگى سودى ندارد . از جملهء شگفتيها اين است كه اگر ما در دنيا خواهان مال مىباشيم ، بر كشت و زرع مىپردازيم ، نهال غرس مىكنيم ، بازرگانى مىكنيم ، سوار كشتى مىشويم ، بيابانها را درمىنورديم و خطرات را تحمّل مىكنيم . و اگر بخواهيم به درجات علمى دست يابيم به تحصيل فقه مىپردازيم و در حفظ و تكرار آن رنج مىبريم و شبها را بيدار به سر
--> ( 114 ) همان مأخذ ، 2 / 236 . ( 115 ) كافى ، 3 / 300 ، شمارهء 5 . ( 116 ) كافى 3 / 300 ، شمارهء 4 .